زندگی

فکر کن در اواسط اسفند کسی را که دوستش داری، ناگهان در میان کافه ای دنج پیدا کنی و با او یک فنجان چای بهار نارنج بنوشی...
 یا روی صفحه تلفن همراهت چهره مادرت ظاهر شود و صدایش آرامت کند که: «کجایی مادر؟ غدا خوردی؟»...
زندگی همین است؛ دیدن یک فیلم خوب در سینما و ساعت ها بحث با کسانی که از جنس تو اند...
زندگی یعنی سفر... یعنی بستن یک چمدان با ذوق... یعنی کاسه آبی که پشت سرت می ریزند...
زندگی یعنی یک جمع دوستانه که بعد از سال ها به هم رسیده اند و انگار هنوز سرشارند از حس نوجوانی گم شده...
 زندگی یعنی زنگ در را که می زنی پدرت در را باز کند و با آن چهره ی خسته اما مهربان از پشت آن سبیل های پر پشت، سلامت را جواب بگوید...
زندگی یعنی برادرت، خواهرت، صدایت کند تا برایت چیزی را تعریف کند که تا به حال به کسی نگفته...
زندگی یعنی وقتی به خانه بر می گردی یک نفر دیگر خانه باشد تا چای داغ را کنارش سر بکشی و به این فکر کنی که تا سال جدید فقط چند روز باقی مانده.... صدای پای بهار را می شنوی؟

/ 21 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دلسوختگان

چند گویی که چو هنگام بهار آید گل بیارید و بادام به بار آید روی بستان را چون چهره ی دلبندان از شکوفه رخ و از سبزه عذار آید این چنین بیهوده ای نیز مگو با من که مرا از سخن بیهوده عار آید شصت بار آمد نوروز مرا مهمان جز همان نیست اگر ششصد بار آید هر که را شست ستمگر فلک آرایش باغ آراسته او را به چه کار آید ؟ سوی من خواب و خیال است جمال او گر به چشم تو همی نقش و نگار آید " ناصرخسرو " سلام مهربانو و مهربان دوست . . . پیشاپیش سال نو مبارک باد . . .

عمه

خواهی که خدا کار نکو با تو کند ارواح ملایک همه رو با تو کند یا هر چه رضای او در آنست بکن یا راضی شو هر آنچه او با تو کند(ابوسعیدابوالخیر)

تیردادحسینی

فکر کردن به غم و غصه‌ی مادر سخت است خواندن روضه‌ی "در" چند برابر سخت است از حسین اصرار کردن که: حسن! حرف بزن! از حسن هی بغض کردن که: برادر! سخت است تو که رفتی کمرِ مولا خم شد مادر زندگی بی سر و بی همسر و سرور سخت است دلِ حیدر دلِ کوه است، دلِ کوه رفیق! ولی این داغ برای دل حیدر، سخت است من همان اول "بسم الله" اشکم جاری است چقَدَر زمزمه‌ی سوره‌ی کوثرسخت است

علی

سال نو مبارک بمنم سربزنید خوشحال میشم

انسان

http://harkat.com/view/6cd0b9a4-fa44-4051-aff3-3ed929d81c1c

دلسوختگان

سلام به " آنها " که همیشه دم دست هستند ... آدم هایی که عجله ندارند ... " آنها " که « گوش » هستند ... " آنها " که هوای گفتگو دارند ... " آنها " که کلمه به کلمه با تو هستند ... " آنها " که وقتی تلفنی با آنها حرف می زنی مرتب نمی گویند : باشه باشه ... که یعنی خداحافظ ..! جانم در می رود برای " آنها " که نیمه راه نیستند ... نیمه تمام نیستند ... پلاک موقت نیستند ... یک روزه نیستند ... " آنها " که مدام هستند ... " آنها " که جنس روابط شان همیشگی است ... سلام به " آنها " که تمام نمی شوند .....

پویا

قلبت را آرام کن.. یک وقتهایی بنشین و خلوت کن با تمام سکوت هایت… نگاه کن به اطرافت.. به خوشبختى هایت… به کسانی که میدانی دوستت دارند… به وجود هایی که برایت اهمیت دارند… و به خدایی که تنهایت نخواهد گذاشت… گاهی یک جای دنج انتخاب کن… گاهی یک جای شلوغ… آرامش را در هر دو پیدا کن… هم درکنار شلوغی آدم ها… هم درکنار پنجره ای چوبی و تنها… دل مشغولی ها را گاهی ساده تر حس کن… باران را بی چتر بشناس… خوشحالی را فریاد بزن… و بدان که تو بهترینی…[گل]

همسفر جاده دلتنگی

زندگی، موسیقی گنجشک هاست زندگی، صبح و تماشای خداست گر تو را نور یقین پیدا شود می تواند زشت ها زیبا شود زندگی یعنی همین پروازها صبح ها لبخندها آوازها

آذر دخت

خداوندا ! ما را ببخش ! به خاطر همه درهایی که زدیم و هیچ کدام خانه تو نبود ! تو که آسمانی را می گریانی تا گلی را بخندانی . . . !