آقاجان

 

مهدی جان سالهاست آمدنت را به انتظار می نشینم و سالهاست که دیدگان منتظرم به طلوع روشن تو خیره مانده است با حس غریب حضورت در نبودنت ، انس گرفته ام ای همدم لحظه های تنهایی ام ، این اشک فراق توست که پهنای صورتم را برای خیر مقدم تو ، فرش می کند مهدی جان صبح های غیبتت ، غروب ندبه های دلتنگیست و کمیل سجاده های ارادتم را به نجوای توسل نامت دخیل می بندم و شمارگان نفسهایم دانه های تسبیح انتظار را به پای ظهورت بی قرار می سازد بیا که رویای رؤیت رویت ، تلاطم شب های بیداری من است ای آقای من ، مهدی جان بیا که آمدنت را انتظار ، کافی نیست. سلا متی و تعجیل در فرج مهدی فاطمه (عج)صلوات

/ 23 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دلسوختگان

الهی ..! اگر می آزمایی .. توان تحمل و صبر مرا زیاد کن . . . اگر می آموزی .. ادراکم را وسعت بده . . . اگر می بخشایی .. ظرفیتم را افزایش بده . . . اگر می ستانی .. گوهر کمالم را ارزونی کن . . . اگر می رهانی ...... خدایا ..! حتی لحظه ای مرا به حال خود رها مکن . . . که نیاز نیازمندان را تنها تو پاسخگویی . . . که بی نیاز از هر نیازی . . .

انسان

سلاااااااااااااام صبح بخیر طاعات و عبادات شما قبول...ازصمیم قلب بیایم همدیگه را دعا کنیم...[فرشته]

سيد

سلام روزتان خوش و عاقبتتان بخير [گل]

دلسوختگان

وصیت نامه کمال الدین (شمس الدین) وحشی بافقی روز مرگم هرکه شیون کند از دور و برم دور کنید همه را مست و خراب از می و انگور کنید مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید مست مست از همه جا حال خرابش بدهید بر مزارم مگذارید بیاید واعظ پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ جای تلقین به بالای سرم دف بزنید شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید روز مرگم وسط سینه من چاک زنید اندرون دل من یک قلم تاک زنید روی قبرم بنویسید وفادار برفت آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت

دردانه

اللهم عجل لولیک الفرج ....[گل]

دردانه

مثل همیشه غرق آرامشی زیبا به برکت نامی شریف و اسمانی ..... ممنون یاس جان [گل]

دلسوختگان

چه استراحت خوبی است در جوار خودم خودم برای خودم با خودم کنار خودم همین دقیقه که این شعر را تمام کنم از این شلوغ ِ شما می روم به غار خودم به سمت هیچ تنم را اشاعه خواهم داد به گوش او برسانید رهسپار خودم چه لذتی است که یک صبح سرد پاییزی کنار پنجره باشم در انتظار خودم گلی نزد به سرم زندگی اجازه دهید خودم گلی بگُذارم سر مزار خودم اگرچه این همه سخت است نازنین بپذیر دلم به کار تو باشد سرم بکار خودم "احسان افشاری"

دلسوختگان

یاد من باشد فردا دم صبح جور دیگر باشم بد نگویم به هوا، آب ، زمین مهربان باشم، با مردم شهر و فراموش کنم، هر چه گذشت... خانه ی دل، بتکانم ازغم و به دستمالی از جنس گذشت ، بزدایم دیگر،تار کدورت، از دل مشت را باز کنم، تا که دستی گردد و به لبخندی خوش دست در دست زمان بگذارم یاد من باشد فردا دم صبح به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم و به انگشت نخی خواهم بست تا فراموش، نگردد فردا زندگی شیرین است، زندگی باید کرد گرچه دیر است ولی کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید به سلامت ز سفر برگردد بذر امید بکارم، در دل لحظه را در یابم من به بازار محبت بروم فردا صبح مهربانی خودم، عرضه کنم یک بغل عشق از آنجا بخرم یاد من باشد فردا حتما به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در چشم بر کوچه بدوزم با شوق تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل مارا با خود و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست یاد من باشد فردا حتما باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست و بدانم که اگر دیر کنم ،مهلتی نیست مرا و بدانم که شبی خواهم رفت و شبی هست، که نیست، پس از آن فردایی یاد من باشد باز اگر فردا، غفلت کردم آخرین لحظه ی از فردا شب ، من به خو

انسان

اللهم عجل لولیک الفرج ....[فرشته]

محمد داداشی

باید وسط هفته بیایی آقا دیریست که جمعه های ما تعطیل است...